تبلیغات
مطالب پیرامونی ، فرهنگی - کمی مطلب 23

مطالب پیرامونی ، فرهنگی

ادامه
یه خورده هم بیخییال بله ؟ بعله

امروز غروب روح و روان و جانمو داشتم نظم میدادم و سپردم به خدا

سواری هم نداشتم که برگردم منزل ، قبل از رسیدن به انتظامات محل کارم که خروج بزنم سواری از بیرون آمد و اب برداشت و همراهشون شدم تا سه راهی همیشگی سه کیلومتری میشه . این سه راهی جالبه اورژانس جادهی هم ساختمون دارن سواریها زیاد زیاد خب دو روز تعطیلی عید فطر حالا غروب جمعه غلغله سواریها . نیم ساعتی منتظر پژویی آمد و رفت جای یه نفر داشتا اما نایستاد یه پیکان آمد خدا خیرش دهد دو جوان روستایی زن و شوهر بودن هرطوری بود 20 لیتری آبشونو جابجا کردم نشستم راحت بودم غرور و استرس نبود اما بعضیها پژودار شدن استرس دار شدن ، بابا یه نیش ترمزی . پیکان عالی بود رسیدیم نزدیک شهر و پیاده شدم گفتم آغا پول همرام نیس گفت صلوات بفرست . اینم جوانان کوهستان


نفس عمیق بکش و خوووب بکش یعنی بگو آخیییییییییییش ش ش ش روزی یکبار
 


[ 18 تیر 95 ] [ 23:33 ] [ شمساب دهقان ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

دانلود آهنگهای جدید