تبلیغات
مطالب پیرامونی ، فرهنگی - کمی مطلب 41

مطالب پیرامونی ، فرهنگی

 صبح ساعت 7 از معدن رسیدم خونه نونوایی نون کورنو گرد کوچولویه داغ گرفتم رسیدم خونه کمی داغ بود . فاطمه خوشگل خواب بود گفتم پاشو صبحانه بخوریم حتما دیشب دیر خوابیدی . نوننو گذاشتم روی ساعد دستش گفت اوف البته نمیدونم چرا یهوو شیطونی شدم . داخل آشپزخونه شدم که آب بذارم جوش بییاد دست زدم به کتری دستم سوخت گفتم آآخخ ووفف


[ 19 مرداد 96 ] [ 10:48 ] [ شمساب دهقان ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

دانلود آهنگهای جدید